J
I
K
A
B
اخبار و رويدادها
1395/10/25
برگزاري دوره رويكردهاي نوين در روابط عمومي در سازمان
حوزه رياست و روابط عمومي سازمان مديريت و برنامه ريزي استان يزد با همكاري انجمن متخصصان روابط عمومي استان و مديريت مركز آموزش و پژوهش هاي توسعه و آينده نگري سازمان، نخستين جلسه از دوره آموزشي رويكردهاي نوين در روابط عمومي را روز پنجشنبه 23 ديماه در محل سالن جلسات سازمان و باحضور حدود 80 نفر از علاقمندان برگزار نمود. در اين دوره دكتر فتوره چي از اساتيد علوم ارتباطات به ارائه مطالب خود به شرح ذيل پرداخت: 

 

بسم الله الرحمن الرحيم، هست كليد در گنج حكيم

با عرض سلام و صبح بخير خدمت عزيزان، فعالان روابط عمومي، كارشناسان محترم و اساتيدي كه بنده در محضرشان تلمذ مي كنم، همكاران بنده سركار خانم ضابط، جناب آقاي امامي و عزيزاني كه قدم رنجه كردند و در اين نشست حضور به هم رساندند.

از قرائت زيباي قاري محترم تشكر مي كنم، ايشان اگر فعالان روابط عمومي باشند بنده را به ياد خاطرات گذشته كه در اوايل قاري قران و هم زمان كارشناس روابط عمومي بودم انداختند. به هر حال به نظر مي آيد كه مديران روابط عمومي استان يزد هنرمند و همه فن حريف هستند. براي شما آرزوي توفيق دارم.

از اينكه در جمع تعدادي از كارشناسان روابط عمومي هستم، بسيار خوشحال مي باشم. البته شما سخنران هستيد و كمتر شنونده، ولي در اينجا مخاطب شما كسي هست كه شايد بيشتر از شما صحبت مي كند و مصداق آن در فرانسه را سركار خانم ضابط مي دانند كه اصحاب علوم اجتماعي را متهم به حرافي مي كنند! و البته علوم اجتماعي و روابط عمومي فرزند خلف علوم اجتماعي هستند!

به هر حال روابط عمومي فرزند خلف جامعه شناسي است و كساني كه در حوزه روابط عمومي ورود پيدا مي كنند بايد بتوانند خوب صحبت كنند و معمولا ما اصحاب روابط عمومي در سمينارها و همايشها از بابت زماني كه به ما اختصاص مي دهند ناراضي هستيم. خوشبختانه فرصت خوبي دوستان روابط عمومي در اختيار بنده قرار داده اند، ضمن آنكه كارشناسان و مديران روابط عمومي تا آنجا كه مرسوم است، هم خاطره باز هستند و هم حكايت دوست.

بنابراين با فاصله گرفتن از ايام رحلت آيت الله هاشمي رفسنجاني كه اصحاب روابط عمومي ارادت ويژه اي نسبت به ايشان داشتند فرصتي است كه با دوستان بيشتر مطالبه گري انجام دهيم و از جلسه و فضاي كارگاه بيشتر استفاده كنيم. البته در ابتداي جلسه خوب است براي اينكه فضا آماده شود اين نكته را بگويم كه قبل از برگزاري كارگاه از آقاي امامي پرسيدم از فعالان روابط عمومي وجه دريافت شده است يا خير؟ چرا كه اصولا زماني كه وجهي پرداخت مي شود مخاطبين با هوشياري بيشتر در كارگاه حضور خواهند يافت.

 در همين رابطه بنده تجربه اي در دانشگاه تهران در حوزه تدريس زبان انگليسي دارم. براي اين كلاس حدود 90 دانشجو معرفي شدند و به تدريج از هفته ي دوم به نصف و از هفته ي سوم به يك سوم و زمان امتحان فقط يك نفر در سر جلسه امتحان شركت كرد. در همين رابطه بنده به مسئول آموزش گفتم كه اگر هزينه جهت آموزش پرداخت نشود، مخاطبيين كمتر به آموزش اهميت مي دهند و در اين راستا بايد وجهي حداقل به شكل اماني از دانش پژوهان دريافت شود و نهايتا بعد از دوره به آنها عودت بدهيد. در همين رابطه بعدها حكايتي از بهلول ديدم كه بسيار جالب است بشنويد.

گفتند روستا زاده اي از كنار روستا مي گذشت، چشمش به بهلول افتاد. اين فرد كه از بهلول تعاريف متعددي شنيده بود بدون درنگ به سراغ كدخدا آمد و گفت بهلول از كنار روستا مي گذرد و شما از بهلول بخواهيد كه در مسجد روستا منبر برود.

كد خدا هم سراسيمه به سراغ بهلول رفت و از بهلول تقاضاي كرد كه در روستا درنگ نمايد و پند و اندرز جهت آگاهي اهالي روستا بيان فرمايد. بهلول هم با دو شرط اين در خواست را پذيرفت. اول آنكه فرصت دهيد كه به حمام درآيم و لختي خود را بشويم و ظاهري بسازم و لباس نويي بر تن كنم و دوم آنكه هر يك از روستائيان سه سكه طلا براي سخنراني كنار بگذارند. كد خدا در پاسخ به بهلول گفت شرط اول محال نباشد لكن شرط دوم به غايت سخت باشد. بهلول هم گفت همين است و بس. به هرحال صحبتي با هالي روستا شد. روستائيان چون بهلول را فردي متفاوت يافتند شرط او را قبول كردند.

 بهلول بعد از اينكه استحمامي كرد و خود را ساخت، وارد مسجد شد در آستانه ورودي مسجد كيسه اي از كدخداي ده دريافت كرد كه در آن سكه طلا و مقاديري نقره بود. بهلول در حالي كه سكه ها را در خرجين جيبش مي ريخت و صداي سكه ها زمين و آسمان را پر كرده بود به منبر وارد شد. بهلول اتفاقا وعظ بسيار خوبي هم كرد و همه مشعوف سخنان حكيمانه اش شدند. در حالي به پايين منبر مي آمد و روستائيان صلوات مي فرستادند، كدخدا را صدا زد و گفت كيسه ات را بياور و سكه هايت را پس بگير حضار سئوال كردند كه حكمت چيست؟ چرا ستاندي كه پس بدهي؟ بهلول در پاسخ گفت مردمان به دو جهت سخنران را گوش ندهند يكي آنكه سخنران كور و كچل و بد ريخت باشد و ديگر آنكه چنانچه هزينه جهت شركت در سخنراني ندهند، خيلي به وعظ، واعظ گوش فرا ندهند.

در هر حال در اين كارگاه چه سكه داده و چه نداده باشيد اميدوارم در اين كارگاه براي لختي شنواي سخنان بنده باشيد و در مجموع بدانيد يكي از عوامل عدم استقبال از برخي كارگاه هاي روابط عمومي در ايران عدم پرداخت هزينه حداقلي مي باشد.

من به سهم خودم از تغيير برنامه پوزش مي طلبم كه با هماهنگي هاي به موقع آقاي امامي دوباره اين كارگاه برنامه ريزي شد كه اين هماهنگي ها نشان خبرگي دوستان ما در استان يزد در امر اطلاع رساني مي باشد. توفيق داشتم در اين ترم در خدمت دانش پژوهان و برخي دوستان دانش دوستان در شهرستان در دانشگاه باشم و در قالب كارگاه سواد رسانه اي در خدمت دوستان بوديم. انشاالله كارگاهي تخصصي در آينده ي نزديك براي سطوح مختلف در اين شهرستان با حمايت مسئولين استان و با حمايت دانشگاه آزاد اسلامي يزد برگزار خواهيم كرد.

هارول لاسول به عنوان يك جامعه شناس سياسي اصول پنج گانه اي را براي ارتباطات بيان مي كند.

لاسول مي گويد: يك اينكه همواره ما بدانيم چه كسي پيام را منتقل مي كند؟ به چه كساني اين پيام منتقل مي شود؟ از چه رسانه اي براي انتقال پيام استفاده خواهد شد؟ و در چه فضا؟ و با چه تاثيري پيام منتقل خواهد شد؟

علل توسعه نيافتگي روابط عمومي ها ايران

 در بخش اول كارگاه در تلاشم با ترسيم وضعيت موجود و تبيين تمام ابعاد مسئله، وضعيت آينده روابط عمومي ها را ترسيم كنم، ناگفته نماند مطالبي كه در اين كارگاه ارائه مي كنم حاصل مطالعات نظريات حوزه ارتباطات و تجربه خودم در اين عرصه مي باشد كه طبيعتا قابل نقد مي باشد. در بخش دوم از نقطه نظرات شما دوستان بهره مي گيرم. به نظرم بهترين خروجي از آموزه هاي اين كارگاه مي تواند بازنگري جدي در شرح وظايف و ماموريت سازماني مديران روابط عمومي در مجموعه استان باشد و ديگر اينكه اين كارگاه مي تواند فتح بابي براي برگزاري كارگاه هاي تخصصي براي فعالان روابط عمومي در استان يزد باشد.

 براي ورود بحث، جالب است از مرحوم نطقي به عنوان اولين مدير عامل شركت نفت ايران و پدر علم ارتباطات ايران خاطره اي در مورد داستان روابط عمومي بيان كنم.

روابط عمومي هاي جهنمي؛ در مذمت روابط عمومي هاي باغ سبزنما يا عوام فريب

مرحوم نطقي بيان مي كند در روز رستاخير نكير و منكر اعمال يك بنده كه اهل شمال ايران بود را محاسبه مي كنند كه درنهايت اعمال خوب و بد وي يكسان مي شود. نكير و منكر خدمت حضرت پرودگار شرف ياب مي شوند و مسئله را بيان مي كنند و راه حل طلب مي كنند، حضرت پرودگار در پاسخ مي فرمايد اين موضوع را از خود بنده ام بپرسيد! از بنده پرسيده مي شود بين جهنم و بهشت كداميك را انتخاب مي كني؟ بنده در پاسخ مي گويد بايد بهشت و جهنم را ببينم! فرشتگان دوباره محضر پروردگار مي روند و مي گويند اين بنده خواسته هاي عجيبي دارد و مي گويد من بايد بهشت و جهنم را ببينم. پرودگار هم در پاسخ مي گويد اشكالي ندارد بگذاريد ورودي بهشت و جهنم را ببيند. فرشتگان اين بنده را به ورودي بهشت مي برند و اين بنده مشاهده مي كند بهشت همان چيزي است كه در قرآن آمده است: باغ ها، جويبارها و... بعد از بهشت وارد ورودي جهنم مي شوند و بنده مي بيند عده اي از هموطنان لس آنجلسي مشغول رقص و آواز و نوشيدن انواع نوشيدني ها هستند. در مجموع بنده به اين نتيجه مي رسد كه بهشت شبيه شمال است و تجربه آن را دارد! ولي جهنم فضاي متفاوتي دارد كه در نهايت بنده در پاسخ به فرشتگان مي گويد اگر اجازه بدهيد من جهنم را انتخاب مي كنم!

فرشتگان محضر حضرت پرودگار شرف ياب مي شوند و مي گويند كه اين بنده جهنم را انتخاب كرده است! پرودگار بيان مي دارد اين بنده را به جهنم ببريد و ديگر هم برگشتي وجود ندارد.

علي ايحال اين بنده را وارد جهنم مي كنند و بعد از عبور از مطربان جهنم، وارد خود جهنم مي شوند و عذاب و درد بر اين بنده اعمال مي شود. بنده بعد از ديدن اين شكنجه ها به خداوند مي گويد اين جهنم نه آن چيزي بود كه من ديروز ديده بودم. پرودگار در پاسخ مي گويد اين چيزي كه شما ديروز ديدي جهنم بود ولي تو از درب روابط عمومي جهنم وارد شدي!

در واقع اين خاطره مرحوم نطقي شاهد مثالي است از عملكرد روابط عمومي ايراني كه در باغ سبز نشان مي دهد و خيلي ظاهرا خوش برخورد هستند اما رفتار عوام فريبانه دارد و به جاي ارباب رجوع از منافع سازمان دفاع مي كند!

به عبارت ديگر آنگونه كه مرحوم نطقي بيان مي كند روابط عمومي جهمني، روابط عمومي دغلكار است كه معمولا از گفتن حقيقت اجتناب مي كند. در هر حال اميدوارم كه در مجموعه فعالان روابط عمومي ايراني اين رويكرد به شكل كامل از بين برود.

با گسترش فناوري اطلاعات و دسترسي آحاد مردم به فضاي مجازي، سئوالي كه پيش مي آيد اين است آيا با اين رخداد اهميت روابط عمومي ها كاسته خواهد شد؟ به نظر بنده از چند جهت حرفه ي روابط عمومي در هزاره سوم حائز اهميت مي باشند.

روابط عمومي ها تاثيرات بسزايي بر روند كاري يك سازمان به عنوان يك خرده فرهنگ دارند. در كشورهاي توسعه يافته چون آمريكا توسعه روابط عمومي رابطه مثبتي با توسعه دموكراسي و دسترسي مردم به جريان آزاد داشته است. توسعه شركت هاي اقتصادي و سرمايه گذاري از نيمه قرن بيستم اهميت روابط عمومي را دو چندان نمود اما در نيم قرن گذشته با توسعه صنعتي و نوسازي جوامع و اخيرا در سه دهه گذشته با طرح مفهوم جهاني شدن و به ويژه ورود به جامعه اطلاعاتي به نظر مي آيد كه روابط عمومي ها مي توانند با اين روندها نقش برجسته اي را داشته باشند.

در جامعه كنوني مفاهيمي جديدي چون مسئوليت اجتماعي مورد توجه است. از سويي تجربه نشان داده است  كساني كه توانسته اند با مخاطبين درون و بيرون سازمان ارتباط خوبي برقرار نمايند توانسته اند در تحقق مسئوليت اجتماعي مشترك موثر باشند. اما روابط عمومي ها در ايران بيشتر به انتقال پيام مشغول هستند و اصلا به اين موضوع كه آيا اين پيام در مخاطبين سازمان نهادينه مي شود يا خير توجهي ندارند. در مشاغل پر استرس دنيا روابط عمومي در رده هفتم قرار دارد. در اين رده بندي روابط عمومي هايي منظور نظر است كه به وظايف خودشان عمل مي نمانند و به موقع بتوانند گزارشهاي تحليلي از وضعيت سازمان ارائه دهند و مخاطب را قانع كنند. نه روابط عمومي هاي جهنمي كه وضعيت يك مجموعه را وارونه جلوه ميدهند.

در مجموع اين موضوع كه روابط عمومي ها در رده هفتم مشاغل استرس زا هستند نشان دهنده ي اهميت روابط عمومي در دنياست.

بنابراين با توجه به نكات فوق به نظر مي رسد الگوي روابط عمومي بايد مبتني بر الگوي نوين مشاركتي باشد. الگوي نوين مشاركتي مبتني بر تعامل گفتماني و به ويژه توليد محتوا مي باشد. روابط عمومي موفق در هزاره سوم روابط عمومي اي است كه به كمك اتاق هاي فكر بيشترين توليد محتوا را داشته باشد.

بعد از 70 سال با پيشنهاد بنده اولين معرفي نامه دانشگاه تهران توليد شد و ما توانستيم اولين نشريه تخصصي روابط عمومي را در دانشگاه تهران را منتشر كنيم و در آن سال در تهران رتبه اول را كسب كرد. نكته حائز اهميت اين است كه توليدات و اثرات در حوزه روابط عمومي براي تمام فعالان اين عرصه مي تواند سابقه باشد و توصيه بنده اين است كه شما فعالان سعي نمائيد يك سابقه درخشان در حوزه روابط عمومي از خودتان بر جا بگذاريد. گرچه مورد بي مهري قرار بگيريد.

مروري بر ادوار روابط عمومي در ايران

 اگر روابط عمومي را با انتقال مفهوم يك پيام بشناسيم، مي توان گفت روابط عمومي به نوعي به دوره غارنشيني بر مي گردد. به عبارتي انسان هاي اوليه هم نه به عنوان مفهوم امروزين روابط عمومي، بلكه به عنوان يك اقدام تبليغي با كشيدن تصاويري روي سنگواره ها، براي انتقال مفاهيم بين خود و آيندگان استفاده مي كردند. در اين كارگاه با اغماض، اين ادوار را بعد از اسلام مورد بررسي قرار مي دهيم.

دوره دوم از سال 1187 شمسي با پيروزي نهضت مشروطيت و تشكيل مجلس و نهادهاي دولتي و مردمي شروع مي شود. طبيعي است كه در اين دوره هم روابط عمومي به معناي امروزين را نداشتيم بلكه نهادهاي دولتي بودند كه صرفا به انتقال پيام مشغول بوده اند و دفاتر انتشاراتي به اطلاع رساني و و اقناع مخاطبين مشغول بوده اند. در اين دوره با رويه غيرگفتماني روبه رو هستيم.

دوره سوم از 1304 شروع شد كه با پايان جنگ جهاني اول مصادف است. در اين دوره تغييراتي در حوزه روابط عمومي از جمله تبديل دفاتر انتشاراتي و مطبوعاتي به دفاتر تبليغات شكل مي گيرد. در اين دوره رويكرد اطلاع رساني يكسويه است.

دوره چهارم از 1337 مقارن با پايان جنگ جهاني دوم است. در اين دوره دكتر نطقي در شركت نفت ايران و انگليس اولين دفتر روابط عمومي را ايجاد مي كند. در اين مقطع روابط عمومي رويكرد دوسويه مي گيرد.

دوره پنجم با وقوع انقلاب اسلامي مصادف است. روابط عمومي در اين مقطع پسوند ارشاد مي گيرد. در اين دوره جنگ و مسائل آن منجر به پررنگ شدن نقش روابط عمومي ها مي شود. كاركرد روابط عمومي در اين مقطع تهييج مردم جهت شركت در جبهه ها و ايجاد وحدت و همبستگي ملي است.

دوره ششم با دوران سازندگي به زعامت مرحوم آيت الله هاشمي رفسنجاني مصادف است. در اين دوره روابط عمومي ها به مبلغان مديران تبديل مي شوند. در اين دوره مديران تشريفاتي شكل مي گيرند و روابط عمومي ها كاركرد يكسويه دارند.

دوره هفتم با دوران اصلاحات مصادف است. در اين دوره در راستاي گفتمان توسعه سياسي دولت، روابط عمومي ها به شكل صوري شعار مخاطب محوري، پاسخگويي را در دستور كار قرار مي دهند. در اين دوره تقريبا گرايش به رابطه دو سويه در روابط عمومي ها شكل مي گيرد.

دوره هشتم از سال 1382 با توسعه فناوري هسته اي مصادف است. روابط عمومي ها در اين دوره دچار بلاتكليفي و محافظه كاري و رويكرد يكسويه را اتخاذ مي كنند.

دوره نهم از سال 1392 با رويكرد كار آمدن دولت تدبير و اميد شروع مي شود در اين دوره گفتمان احياي اخلاق و تعامل با جهان و رويكرد دوسويه در دستور كار قرار مي گيرد.

عوامل توسعه نيافتگي روابط عمومي هاي ايراني (سطح كلان يا فرا سازماني)

عوامل فرهنگي كلان

  1. فرهنگ كم كاري: فرهنگ كم كاري و ناهنجارهاي متاثر از آن ناشي روحيه و خصلت ايراني است.
  2. عدم پاسخگويي مسئولين دولتي: روابط عمومي پاسخگو خروجي يك دولت پاسخگو است. روايت «الناس علي دين ملوكهم» بيان مي دارد كه مردم به روش پادشاهان خود عمل مي كنند. به عبارتي وقتي مدير يك سازمان پاسخگو نباشد طبيعتا كارمندان آن مدير هم پاسخگويي نسبت به ارباب رجوع نخواهند داشت.
  3. توسعه فناوري اطلاعات: با توسعه فضاي ارتباطات در دنياي كنوني، روابط عمومي بايد بتواند به موقع اطلاعات پيراموني را تحليل و به مديريت سازمان بازخورد دهند. در حال حاضر به دليل اينكه مديران سازمان از كانالهاي مختلفي اخبار و اطلاعات را دريافت مي كنند، روابط عمومي اي موفق است كه بتواند دانايي محوري، مخاطب سنجي و ارائه تحليل و گزارش هاي همه جانبه از سازمان متبوعه خود داشته باشد.
  4. ترجيح منافع فردي بر منافع سازماني: ضعف نظام فرهنگي و تربيتي، فرصت طلبي، منفعت جوبي و چاپلوسي را در سازمانهاي دولتي ايجاد نموده است.
  5. فرايند گريزي: فرايند محوري شامل كار شبانه روزي و مطالعه عميق است، در حالي كه فرايند گريزي موجب فعاليت هاي كوتاه مدت، زود گذر و در مجموع موجب ايستايي و ناكارآمدي مي شود.

 

عوامل توسعه نيافتگي روابط عمومي (سطح سازماني)

1. عدم متولي خاص براي روابط عمومي: روابط عمومي بعد از انقلاب در مجموع هاي مختلفي متولي داشته است و در اين سالها بدون مشاركت انجمن ها و نهادهاي روابط عمومي متولي آن مشخص شده است. زماني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي متولي بود. در دولت نهم و دهم بخشي از روابط عمومي درنهاد رياست جمهوري تحت عنوان دفتر ارتباطات مردمي فعال بود و در حال حاضر در دولت يازدهم وزرات كشور متولي روابط عمومي شده است. سئوال اين است چرا متولي روابط عمومي دقيقا مشخص نيست؟ و چرا بايد روابط عمومي كه نماد توسعه سياسي است بايد زير مجموعه ي نهاد امنيتي مثل وزارت كشور باشد!

2. عدم حمايت لازم نهادهاي متولي از روابط عمومي: اگر يك زماني براي انجمن و نهادهاي روابط عمومي مشكل پيش بيايد، معلوم نيست مشخصا كه اين نهادها به كجا بايد مراجعه نمايند و در صورت حمايت هم معلوم نيست كه بتواند از حقوق انجمن دفاع بشود يا خير.

3. عدم تعامل و تبادل نظر كافي ميان مجامع علمي داخلي و خارجي.

4. ضعف نظام آموزشي: با گسترش دانشگاه هاي علمي كاربردي و كميت گرايي آموزشي بي ضابطه و عدم نياز سنجي، رشته هاي چون ارتباطات دچار ضعف مفرط آموزشي شده اند.

5. ناكارآمدي تشكل و انجمن هاي حرفه اي: فردگرايي در انجمن هاي روابط عمومي به آفتي جبران ناپذير تبديل شده است و گاهي انجمن ها مخالف شكل گيري تشكل ها مي شوند. بطور مثال با تشكيل خانه روابط عمومي در يكي از دانشگاه هاي كشور، انجمن روابط عمومي ايران موضع گيري نادرستي كرد. در واقع بايد فرهنگ ديگر پذيري در ما ايراني ها جا بيفتد و تا زمانيكه يك انجمن و تشكل نخواهد يك مجموعه را تضعيف كند، نبايد مخالف شكل گيري آن باشيم.

6. عدم تمايل كار حرفه اي فارغ التحصيلان روابط عمومي: بسياري از فارغ التحصيلان روابط عمومي بعد از اتمام تحصيلات انگيزه ي براي فعاليت حرفه اي ندارند و ترجيح مي دهند پژوهش و تدريس داشته باشند.

7. موازي كاري انجمن هاي روابط عمومي.

8. عدم همراهي و هماهنگي انجمن هاي روابط عمومي با توسعه فناوري هاي اطلاعات و ارتباطات.

 

عوامل توسعه نيافتگي روابط عمومي (سطح ساختاري و معرفتي و كاركردي)

  1. عدم اتخاذ رويكرد علمي بر فعاليت هاي روابط عمومي: روابط عمومي هاي ايراني بر مبناي رويكرد و تعريف علمي مشخص عمل نمي كنند.
  2. تغييرات كلان سياستي، ادغام هاي سازماني و آيين نامه متنوع: ادغام حوزه روابط عمومي با حوزه رياست متاثر از جابه جايي سازماني حوزه روابط عمومي را رنج مي دهد.
  3. فقدان رويكرد مخاطب محور به ويژه در دوران سازندگي: گرچه روابط عمومي ها بايد مدافع منافع سازمان باشند ولي روابط عمومي اي موفق است كه بتواند منافع و رضايت مخاطب را هم مدنظر قرار بدهد.
  4.   ناپايداري الگوهاي مناسبات سازماني و فرهنگي: ناپايداري سازماني منجر به سوء كاركرد روابط عمومي است.
  5. رويكرد غير علمي به روابط عمومي: در دوران اصلاحات افرادي كه به آنها نيازي نبود به حوزه روابط عمومي فرستاده مي شدند. در صورتي كه به زعم بنده روابط عمومي جز كارهاي سخت است و بايد رويكرد علمي بر آن حاكم شود.
  6. عدم چشم انداز سازماني: روابط عمومي ها در ايران فاقد يك چشم انداز كوتاه مدت، ميان مدت و بلند مدت هستند و به نظرم بهترين خروجي اين كارگاه نوشتن چشم انداز براي سازمان هاي متبوع فعالان اين نشست مي باشد.
  7.   عدم رويكرد اطلاع يابي: روابط عمومي هاي ايراني رويكرد اطلاع رساني دارند در حالي كه اطلاع يابي عبارت است از پژوهش و مطالعات عميقي از محيط پيراموني و ارائه گزارش دقيق و سازمان يافته به مديريت سازمان مي باشد.
  8. ناكارآمدي ساختار بوروكراتيك سنتي
  9. كمبود نظام تشويقي و تنبيهي
  10. كمبود مديران متخصص، كارآمد و تحول گرا در سازمان هاي دولتي
  11. عدم ورود كارشناسان زبده به حوزه روابط عمومي
  12. عدم امنيت شغلي در حوزه روابط عمومي
  13. كمبود روحيه مشاركت
  14. عدم استفاده از ظرفيت كارشناسان خبره و فردگرايي منفي
  15. فرايند گريزي و فعاليت هاي كوتاه مدت: فرد براي ديده شدن در سازمان سعي مي كند كارهاي كوتاه مدت انجام دهد.
  16. استيلاي فرهنگ شفاهي: فرهنگ حضور كارشناسان همه جا حاضر، منجر به عدم توليد محتوا و فرهنگ مكتوب مي شود.
  17. به كارگيري مديران فاقد تخصص، خود محور و مجيز گو.

 

تدابير ملي جهت بهبود كارايي روابط عمومي ها در ايران

1. ايجاد شوراي عالي روابط عمومي در دولت

2.  متمركز شدن متولي روابط عمومي در نهاد رياست جمهوري

3. نوسازي دولت با تاكيد بر اطلاع رساني و دولت الكترونيك

4. توسعه ادبيات علمي روابط عمومي توسط انجمن هاي روابط عمومي

5. هم انديشي انجمن هاي روابط عمومي جهت نيل به الگوي مطلوب سازماني و فرهنگي

6. برنامه ريزي استراتژيك جهت بازآموزي مهارت هاي مديران در حوزه روابط عمومي

7. حضور موثر روابط عمومي در شوراي عالي سازمانها

8. بازنگري ساختار سازماني روابط عمومي متناسب با تحولات حوزه ارتباطات

9. ايجاد اتاق فكر جهت تدوين چشم انداز در حوزه روابط عمومي

10. استفاده از افراد كارآمد در حوزه روابط عمومي

11. برگزاري دوره هاي آموزشي جهت تربيت نيروي هاي متخصص در حوزه روابط عمومي

12. گرايش به رويكرد اطلاع يابي، افكار سنجي و مخاطب سنجي در روابط عمومي

13. دانش محور شدن روابط عمومي ها با تاكيد بر مسئوليت اجتماعي

 

راهكارهاي تحقق روابط عمومي دانش محور

1. نگاه آينده پژوهانه با رويكرد مديريت استراتژيك در حوزه روابط عمومي

2. تاكيد بر اجراي چشم انداز سازماني و بازنگري آن متناسب با تحولات حوزه ارتباطات

3. رصد تحولات درون و بيرون سازماني جهت تحليل دقيق محيط و ارائه گزارش به مديرعالي سازمان

4. تجهيز به ابزارهاي نوين ارتباطي و افزايش مهارت هاي ارتباطي

5. مهندسي افكار عمومي از طريق افكار سنجي و مخاطب پژوهي

6. افزايش مهارت هاي مديريتي در سطح مديران حوزه روابط عمومي

7. استفاده از فضاي مجازي جهت تعامل با مخاطبين با تاكيد بر دانش داده كاوي

در مجموع مهمترين ويژگي روابط عمومي ها، دانش محور، توليد محتوا و حضور موثر در فضاي مجازي است.

 

برخي  تجربيات دكتر فتوره چي در حوزه روابط عمومي

1. بهره گيري از چشم انداز سازمان و اسناد بالادستي جهت ارتقاي حوزه روابط عمومي

2. تدوين چشم انداز درون سازماني

3. استفاده از اتاق فكر جهت اتخاذ تصميمات راهبردي

4. اجراي مقتدرانه تصميمات راهبردي

5. مطالعه زندگينامه و خاطرات بزرگان روابط عمومي جهت بهره گيري از تجربيات آنها

6. نفوذ و تاثير گذاري روابط عمومي در تشيكلات غيررسمي سازمان مثل مسجد، حضور موثر فعاليت هاي ورزشي

7. ايجادخلاقيت و نوآوري در سازمان

8. استفاده از نوآوري متناسب با گروه هاي مخاطبين

9. استفاده از رسانه هاي مكتوب

10. استفاده از صفحه خانواده در خبر نامه سازمان

11. برون سپاري فعاليت هاي چاپ و نشر

12. تشويق افراد مستعد و ايده پرداز

13.اتخاذ رويكرد دانايي محوري و توليد محتوا براي ماندگاري در حوزه روابط عمومي

 سخنانم را با بيانات مرحوم آيت الله هاشمي رفسنجاني در مورد روابط عمومي به پايان مي برم.

ايشان مي فرمايند "فلسفه عمومي وجود روابط عمومي چيزي جز حقيقت پويي، حقيقت يابي و حقيقت گويي نيست و در صورت عدم استفاده از اين فرصت، هر فرصتي منجر به تهديد جدي خواهد شد". به عبارت ديگر ايشان معتقد بودند "ايجاد يك نظام حقيقت شرط اصلي موفقيت روابط عمومي ها در كشور مي باشد". يا در بيانات ديگر مي فرمايند "ديگر زمان انحصاري نمودن اطلاعات در جوامع گذشته است و رسانه هاي مجازي بر اين عقيده خط بطلان كشيده اند كه مي توان با سانسور و تحريف حقايق را از مردم پنهان كرد". يا مي فرمايند" فراموش نكنيم با مردمي آگاه رو به رو هستيم كه دوست دارند كه حقايق را از تريبون هاي نظام بشنوند". يا "اگرچه آگاهي مردم در همه بخش هاي كاري پيچيده و سخت است و ليكن چون اقناع عمومي وظيفه بسيار سنگين است دانش روانشناسي و جامعه شناسي مستلزم فراگيري است" و نهايتا توصيه اي كه ايشان به مسئولين دارند اين است كه "حقيقت را بسيار صريح و صادقانه بگوئيد" و اينكه معتقدند "هر موفقيتي در جامعه معلول روابط عمومي و ارتباطات گسترده است"، در همين رابطه همگان ايشان را مردي از جنس روابط عمومي قلمداد مي كردند.

 با توجه به مطالب مطرح شده و سنجش وضعيت آسيب شناسي صورت گرفته، كارگاه ذيل جهت بهبود وضعيت روابط عمومي در استان يزد پيشنهاد مي شود:

1.كارگاه مديريت استراتژيك

2.كارگاه تحليل گفتمان

3.كارگاه فن تحليل پيام هاي رسانه اي

4.كارگاه آينده پژوهي

5. كارگاه مهندسي اجتماعي شبكه ها و ارزيابي پرتال ها

6. كارگاه شبكه نگاري و روش تحقيق در اينترنت

7. كارگاه اصول و فنون مذاكره و مصاحبه

8.كارگاه اصول ارتباطات انساني در تعاملات شبكه اي

 

اين نشست را باشعري از آقاي دكتر افشين يداللهي كه با مضمون روابط عمومي است به پايان مي برم:

يك حرف صادقانه يعني روايت عشق

آغاز بي ريايي يعني نهايت عشق

دنيا اگر بزرگ است كوچكتر است از آدم

وقتي كه واژه يعني يك خلقت دمادم

اين روزها خبرها كمتر نگفته ماند

در پس ابر كمتر ماهي نهفته ماند

وقتي كه هر دقيقه لبريز اتفاق است

هرگز نمي توان چشم روي دقيقه ها بست

ما در مسير نوريم شفاف مثل شيشه

همپاي قرن سرعت در لحظه تا هميشه

با اين شتاب دنيا دنياي انزوا نيست

تا فتح لحظه جز ارتباط نيست

والسلام عليكم و رحمه ا... و بركاته. با تشكر از حوصله و صبر شما.

1400/7/20 14:49:0
رئيس جمهور بخشنامه بودجه سال ۱۴۰۱ را ابلاغ كرد
آمار بازديد
تعداد بازدید از سایت 1076313 تعداد بازدید از صفحه 1614 تعداد بازدید امروز صفحه 726
اطلاعات
نشاني: يزد - بلوار دانشجو - سازمان مديريت و برنامه ريزي استان يزد

كدپستي:  13443 - 89167

شماره پيامك روابط عمومي: 6434 1000

پست الكترونيك روابط عمومي: pryazd@mporg.ir

تلفنخانه: 54-36241151-035

نمابر: 36241155-035
نظر سنجي
محتواي سايت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟



مشاهده نتایج
كليه حقوق اين سايت متعلق به سازمان مديريت و برنامه ريزي استان يزد ميباشد
Powered by Tetis PORTAL